پنج دقیقه: اگر مشغول لباسپوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه دقیقاً معادل پنج
دقیقه است اگر به شما پنج دقیقه بیشتر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد

خری آمد به سوی مادر خویش
بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش
برو امشب برایم خواستگاری
اگر تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بگفتا ای پسر جان
تو را من دوست دارم بهتر از جان
ز بین این همه خرهای خوشگل
یکی را کن نشان چون نیست مشکل
خرک از شادمانی جفتکی زد
کمی عر عر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت
به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را عاشق شدم من
به زیبایی نباشد مثل او زن
بگفت مادر برو پالان به تن کن
برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زمانه
شدن داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان خریدند پای عقدش
یه افسار طلا و پول نقدش
خریداری نمودند یک طویله
همانطوری که رسم است در قبیله
خر عاقد کتاب خود گشایید
وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟
به عقد این خر خوش تیپ در آیی؟
یکی از حاضرین گفتا به خنده
عروس خانم به گل چیدن برفته
برای بار سوم خر بپرسید
که خر خانم سرش یکباره جنبید
خران عرعر کنان شادی نمودند
به یونجه کام خود شیرین نمودند
به امید خوشی و شادمانی
برای این دو خر در زندگانی
به آنان که با امر روحی فداک ... ... ... ... ... ... نشینند و سبزی نمایند پاک
به آنان که از بیخ و بن زی ذیند ... ... ... ... ... ... شب و روز با امر زن می زیند
به آنان که مرعوب مادر زنند ... ... ... ... ... ... .. ز اخلاق نیکوش دم می زنند
به آن شیر مردان با پیش بند ... ... ... ... ... ... ... که در ظرف شستن به تاب و تبند
به آنان که در بچه داری تکند ... ... ... ... ... ... ... یلان عوض کردن پوشکند
به آنان که بی امر و اذن عیال ... ... ... ... ... ... ... نیاید در از جیبشان یک ریال
به آنان که با ذوق و شوق تمام ... ... ... ... ... ... به مادر زن خود بگویند: مام
به آنان که دارند با افتخار ... ... ... ... ... ... ... ... نشان ایزو نه، زی ذی نه هزار
به آنان که دامن رفو می کنند ... ... ... ... ... ... ... ز بعد رفویش اتو می کنند
به آنان که در گیر سوزن نخند ... ... ... ... ... ... ... گرفتار پخت و پز مطبخند
به آنان قرمه سبزی پزان قدر ... ... ... ... ... ... ... به آن مادران به ظاهر پدر
الهی به آه دل زن ذلیل ... ... ... ... ... ... ... ... به آن اشک چشمان ممد سبیل
به تن های مردان که از لنگه کفش ... ... ... ... ... چو جیغ عیالاتشان شد بنفش
که ما را بر این عهد کن استوار ... ... ... ... ... ... ... از این زن ذلیلی مکن برکنار
به زی ذی جماعت نما لطف خاص ... ... ... ... ... ... نفرما از این یوغ ما را خلاص
پدر بزرگ، درباره چه می نویسید؟
-درباره تو پسرم، اما مهمتر از آن چه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم.
می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:
اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !
پدر بزرگ گفت: ..................................
آشنایی مختصر با حکیم عمر خیام
دوستان عزیز آنچه در زیر می خوانید از مقدمه کتاب رباعیات خیام نقل شده که به مناسبت روز بزرگداشت این حکیم نامدار است که بعد از مطالعه آن حیفم آمد که آن را برای شما بیان نکنم و برای آشنایی هر چند مختصر با یکی از بزرگترین مفاخر این مملکت این مطلب را در اختیار شما قرار می دهم. به این امید که مورد پسندتان واقع شود.
زندگی خیام
حکیم ابولفتح غیاث الدین عمر ابن ابراهیم خیام یکی از چهرهای درخشان علم و ادب ایران و از دانشمندان کم نظیر این سرزمین است که در دوره سلجوقیان ظهور نمود.
برخی گفته اند زادگاه این حکیم بزرگ شهر نیشابور و تاریخ تولدش در خدود 407 هجری و تاریخ وفاتش در سال 517 هجری قمری می باشد و در جوار بقعه امام زاده محمد محروق در نزدیکی نیشابور مدفون است.
وی یکی از شاگردان با استعداد امام موفق و با حسن طوسی و حسن صباح همدرس بوده است که پرورش یافتگان این معلم به مقام بلند می رسیدند. و چون این سه تن در میان شاگردان امام موفق از استعداد بالایی برخوردار بوده اند پیش بینی می کردند احتمالاً یکی از ایشان به مقام دیوانی برسند بنابر همین اساس با هم عهد و پیمان می بندند که هر یک به مقامی رسیدند دیگران را یاری دهند تا اینکه حسن طوسی در زمان سلطنت الب ارسلان سلجوقی به وزارت و صدارت می رسد و از آنجا که آدمی فوق العاده با سیاست و کیاست بوده با تدابیر وی پادشاه ایران در جنگ با رومیان پیروز می گردد و بدین جهت او را در تاریخ الب ارسلان رو می خوانده اند و حسن طوسی با لقب خواجه نظام الملک با خدمات ارزنده ای که داشت در تاریخ ایران مشهور است.
بعداً در زمان ملکشاه سلجوقی فرزند الب ارسلان فراغتی پیش آمده بود، حکیم عمر خیام و حسن صباح به اتفاق به ملاقات خواجه نطام المک بنا به عهد دوران شباب می روند و خواجه نیز با بزرگواری ذاتی خویش به عهد خود وفا نموده و مقدم ایشان را گرامی داشته و به گرمی میپذیرد، حسن صباح را یک کرسی از وزارت واگذار می نماید.
اما از آنجا که حکیم عمر خیام اهل علم بود و در بیشتر علوم زمان خویش مانند ستاره شناسی و فلسفه و فقه و ریاضیات زبردستی خاصی داشت چنانکه یکی از اعیان منجمان ملکشاه بود که به همراه هفت تن دیگر به تغییر و اصلاح تقویم معروف جلالی پرداخت و به میل خود تن به کارهای دولتی نداد و فقط از خواجه تقاضا کرد که مختصری برای او مقرر دارد و به همین اندازه اکتفا نمود و از علم به کار دیگر نپرداخت.
ذهن، آیینه شفافى است که صورت اشیاى گوناگون در
آن جلوهگر است. همه اطلاعات، باورها، پنداشتها و ... انسان در این جعبه
ناپیداى متشکل از سلولهاى خاکسترى مغز جاى دارد. عملیات بسیار پیچیده و
شگفتانگیزى که با سریعترین و پیشرفتهترین رایانههاى جهان قابل مقایسه
نیست پیوسته در حال انجام است تا بیاموزى، به یاد آورى، بیافرینى و
بالاخره بیندیشى.
فکر من و تو همچون پرندهاى سبکبال با نهایت سرعت،
زمین و زمان را طى مىکند. از این شاخه به آن شاخه مىپرد، شناخته را به
یاد مىآورد و ناشناخته را تصور مىکند. از سادهترین خاطرات کودکى تا
دورترین نقطه جهان را درمىنوردد. کنترل این پرنده تیزبال نیاز به قدرت و
مهارت داشته، نقش اساسى و تعیینکننده در زندگى و آینده دارد. اگر نتوانى
آن را مهار کنى، هر لحظه سرگردان و بىهدف به سویى پر مىکشد. چه روزها و
گاه ماهها که تو با ذهنى آشفته و پریشان و بىهدف از روى عادت، عمر
مىگذرانى، دچار روزمرگى شدهاى، گذشت زمان تو را همچون برگى بدون هدف روى
آب به هر طرف مىکشاند، گاه در غم و افسوس خاطرات تلخ گذشته و گاه در بیم
و ترس از آینده سرگردان ماندهاى. شک و تردید، اضطراب و دلهره آزارت
مىدهد. اگر چنین است تلاش آغاز کن. تو باید به بازسازى ذهن خود بپردازى
تا بتوانى تصویرى شاد و روشن از زندگى داشته باشى.
براى ساختن هر بناى
جدید ابتدا نیاز به پاکسازى و از بین بردن موانع دارى. همین امشب یا حداقل
در اولین فرصت سرى به جعبه نامرئى ذهن خود بزن، شاید نیاز به خانهتکانى
دارد. با بازخوانى افکار و اندیشههاى خود چه چیز را بیشتر به یاد
مىآورى؟ خاطرات تلخ گذشته، نامهربانىها، کینهها، عقدهها یا
نداشتههایى که در آرزویش بودهاى؟ خوب نتیجه ...؟ هیچ ... فرسوده شدن
اعصاب و روان، غم و غصه خوردن. پس رها کن. امروز روز دیگرى از روزهاى
خداست. گذشته را رها کن. تنها کسب تجربه و عدم تکرار اشتباهات دیروز
مىتواند امروز براى تو راهگشا و مفید باشد. اما مرور کردن و اهمیت دادن
به اختلافات، کینهها، بدگمانى و کمبودها براى تو هیچ ثمرى ندارد. براى
آرامش زندگى خودت هم که شده باید ببخشى و درگذرى و رها کنى. اگر شجاعت
بخشش ندارى، حداقل این خار و خاشاکها را در جایى پنهان کن تا کم کم به
فراموشى سپرده شود. باید با دقت و جدیت، به مهار و کنترل افکار و
اندیشههاى خود بپردازى و هر فکر و خیالى را که سوهان روح توست، از ذهن
پاک کنى؛ اگر چه پاکسازى مدتها به طول انجامد.**ادامه مطلب...**>
آیینه ذهن من و تو
همچون گیرندهاى بسیار قوى است که پیوسته با ابزارهاى حسى مشغول
تصویربردارى مىباشد. زندگى انسان آمیختهاى از زشتى و زیبایى، غم و شادى
است و زندگى بدون مشکل معنا ندارد. مهم، نگرش و برخورد تو با مشکل است.
حالا که بعد از مدتها تلاش، ذهن خود را پاک کردى، گیرنده این دستگاه را
به طرف زیبایىها، نعمتهاى خدادادى و جنبههاى مثبت افراد تنظیم کن تا
تصاویرى شفاف و روشن داشته باشى. توجه به نعمتها تو را به یاد
«نعمتدهنده» مىاندازد و یاد او آرامبخش دلهاست. روحیه سپاس و تشکر از
او، نعمتى است. حالا بگو: اگر تمام ذهن و دل و وجود خود را متوجه نور مطلق
هستىبخش و معبود خود کنى، از بازتاب نور این خورشید بیکران در آیینه شفاف
وجود خود چه مىبینى؟
اکنون با جذب و دریافت و ارتباط پیوسته رحمت
الهى، درخششى دیگر در این آیینه جلوهگر است؛ در ذهن تو چشمهاى پاک به
نام عشق و امید در حال جوشش است. با وجودى لبریز از نور و امید و شادى و
به پاس شکرگزارى از معبود و پرستنده خود، عشق و محبت را همچون آبى گوارا
نثار کن، دلهاى همه را غرق در شادى و امید ساز، نیز هر لحظه با هدایت
افکار خود به سوى محبوب و معبودت با دلى شاد و مطمئن، آیندهاى تابناک و
روشن براى خود بساز.
بدانید که دوستان خدا نه ترسى (از آینده) و نه غمى (از گذشته) دارند.»
|
نکات ضروری در موفقیت سخنرانی هنگامی که برای توضیح یک موضوع با اهمیت در جلسه ای آماده میشوید یا می خواهید گزارشی از فعالیتهای انجام شده در یک پروژه را ارائه کنید، کار دشواری در پیش رو دارید. | |
تصور کنید چشمان تیزبین کوچکترین حرکات شما را زیرنظر دارند و یکایک حضار گفته های شما را با دقت میشنوند و براساس این دیدهها و شنیدهها درمورد شما و مطالبی که ارائه می کنید قضاوت میکنند، ازسوی دیگر شما ملزم به اقناع آنها، دفاع از عملکردتان و یا حتی اثبات حقانیت خودتان هستید، در هر جایگاهی که قرار دارید فرقی نمیکند در هر صورت شما در موقعیت خطیری قرار گرفته اید. پس بکوشید پیشاپیش خود را آماده سازید و در این میان دو اصل بسیار مهم را فراموش نکنید، اول تسلط کامل به مطالبی که می خواهید ارائه دهید، دوم حفظ خونسردی و آرامش. بی تردید شما با رعایت این دو اصل و توجه به نکاتی که درپی خواهدآمد افزون بر ارائه مستدل موضوع سخنرانی، یک جلسه اقناعی را برگزار خواهید کرد. از این رو، توصیه می شود برای نیل به این منظور پیشاپیش مخاطبان را شناسایی کنید، زیرا اگر شما از سطح علمی، فرهنگی و حتی شخصیتی مخاطبان آگاهی یابید، ارتباط بهتری با آنان برقرار میکنید و آنچه را که آنها دوست دارند یا میخواهند بشنوند ارائه خواهید داد و این عمل یعنی اثرگذاری بهتر و بیشتر بر مخاطبین شما، پیش از آغاز سخنرانی یکبار آن را تمرین کنید و در حین سخنرانی رعایت برخی نکات مانند تبسم کردن را به خاطر بسپارید، زیرا چهره بانشاط شما توجه مخاطبین را بیشتر جلب می کند. نکته دیگر که باید بدان توجه کافی نمائید پیام شما است، زیرا سخنرانی شما باید یک پیام مشخص داشته باشد. از همین رو، قبل از اینکه کار تهیه مطالب خود را شروع کنید، پیام کلیدی آن را مشخص کنید. درواقع پیام شما باید بتواند مخاطبان را به یک راه مشخص رهنمون و امکان ورود به راههای دیگر را منتفی سازد. در ضمن در صورت امکان توضیحات و استدلال خود را با ارائه تصاویر همراه سازید و برای هر تصویر توضیحات کوتاهی آماده کنید. هر تصویر (متن یا عکس) که نشان داده می شود، خلاصه ای از موضوع آن باید ارائه شود. این خلاصه می تواند شفاهی باشد یا به صورت زیرنویس ارائه شود. این باعث خواهدشد تا در وقت صرفه جویی شود. برجسته سازی مطالب و مفاهیم ویژه نیز هنگام سخنرانی واجد اهمیت است. مطالبی را که توضیح آنها برای پذیرش مخاطب اهمیت بیشتری دارد مشخص کنید. کارشناسان فن بیان شیوه های گوناگونی برای اثر بخشی سخنرانی پیشنهاد میکنند. طرح «پرسش» و «راه حل برای آن» بهترین روش برای ارائه قدرتمند یک مطلب است. اول «مسئله» را بیان کنید بعد «راهحل» را ارائه دهید و آن را با یک مثال توضیح دهید. هنگام سخنرانی نباید فراموش کرد که تمام آنان که به سخنان شما گوش می دهند تیزهوش نیستند، پس بکوشید مطالب را بسیار ساده و روان ارائه کنید. توصیه میشود به طور متوسط در هر ساعت صحبت کردن 3 الی 4 نکته را شرح دهید. سخنرانی را باید محکم و مستدل آغاز کرد، زیرا یک شروع خوب، موفقیت سخنرانی را تضمین می کند. برای این منظور از روشهای مختلف استفاده کنید گاهی یک حکایت یا قصه یا یک خاطره و در بعضی مواقع پرداختن به اصل مطلب میتواند شروع خوبی باشد. استفاده از نمودار و چارت هنگام سخنرانی استدلال های شما را مستندتر می سازد. افزون بر این بسیاری از مخاطبان شما نمیتوانند همزمان با شما اعداد و آمار ارائه شده را تجزیه و تحلیل کنند. نمودار کمک میکند تا سریعتر به موضوع دست پیدا کنند و با شما همراه شوند. بسیاری از مخاطبان آخرین مطلبی را که شما میگویید به خاطر می سپارند، از این رو بکوشید آخرین مطلبی که میگویید همان نکتهای باشد که مـی خواهید مخاطبـان به آن بیشتر تـوجه کنند. بر نکات مهم تسلط داشته باشید. اگر شما نکات مهم را بدانید راحتتر می توانید مخاطبان را قانع کنید و افزون بر این با آرامش و بدون استرس خواهید بود. در حین سخنرانی برای اجتناب از خستگی تنفس عمیق را فراموش نکنید، همچنین حتما از چشمانتان برای برقراری ارتباط با مخاطب استفاده کنید، زیرا با این کار مخاطبان احساس بهتری خواهند داشت، در این صورت شما می توانید تاثیر صحبتهایتان را ببینید و در نتیجه ادامه سخنرانی را تنظیم نمائید. تجهیزات مناسب را آماده کنید. هر جلسه ای، نیازمند تمهیدات خاصی است. تجهیزات موردنیاز را بی کم و کاست از قبیل دستگاه نمایش، وایتبرد، کامپیوتر و... آماده کنید. قبل از شروع جلسه سخنرانی تجهیزاتی را که قرار است استفاده نمائید یکبار آزمایش کنید، خرابی و یا عدم کارایی مناسب هرکدام از دستگاهها (حتی یک ماژیک وایت برد) میتواند تاثیر بسیار منفی بر ارائه مطالب شما داشته باشد. از آنجا که در حین سخنرانی شما مرکز توجه هستید هر حرکت شما تاثیر مستقیم بر مخاطب داشته و می تواند تاثیر بسزائی در مخاطب داشته باشد. به هنگام سخنرانی از حرکات مصنوعی بپرهیزید زیرا اقدامات تصنعی کاملا دیده می شوند، خودتان باشید و بگذارید زبان بدن شما طبیعی باشد. در ضمن موضوع سخنرانی را از روی نوشته نخوانید. خواندن مطلب از روی نوشته باعث میشود که ارتباط شما با مخاطبان دچار خدشه گردد و دستانتان نیز از اثرگذاری باز می ماند. در صورتیکه در این مورد مشکل دارید میتوانید از یادداشتهای روی چارت یا تصویر استفاده کنید. تاثیر سخنان شما زمانی آشکار می شود که مخاطبان را وادار به بحث کند. برای این منظور از آنها سوال کنید و جواب بخواهید اما در این مورد اصرار نکنید، شما میتوانید از سایر روشها نیز برای مشارکت بیشتر و همراهی آنها استفاده کنید. (نوشتن پای تخته، قرائت یک متن یا...) برای کارائی بیشتر سخنانتان از طنز استفاده کنید زیرا استفاده از طنز محیط را جذابتر میکند. در حین سخنرانی خودتان را جای مخاطب فرض کنید. اگر شما به جای مخاطب نشسته بودید، چه تاثیری از سخنران می گرفتید، در ضمن اطمینان حاصل کنید گرمای اتاق، نور محیط، و... مناسب می باشد. در غایت بازخورد کارتان را بسنجید، برای این منظور شفاهی یا کتبی، در انتهای جلسه از پرسشنامههای ساده استفاده کنید تا بتوانید در آینده کارتان را بهبود بخشید. سرانجام در پایان سخنرانی با تاکید بر یک موضوع اساسی تاثیری قاطع بر مخاطبان بگذارید. |