دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟
کجا روم که راهی به گلشنی ندانم
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من
نه بستهام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تختهپاره بر موج، رها، رها، رها من
ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا من!
نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من؟
ستارهها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من
با تو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
با تو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
با تو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند
با تو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
و ابر، حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند
و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد
با تو، دریا با من مهربانی می کند
با تو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند
با تو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند
با تو، من با بهار می رویم
با تو، من در عطر یاس ها پخش می شوم
با تو، من در شیره ی هر نبات میجوشم
با تو، من در هر شکوفه می شکفم
با تو، من در هر طلوع لبخند میزنم، در هر تندر فریاد شوق می کشم، در حلقوم مرغان عاشق می خوانم و در غلغل چشمه ها می خندم، در نای جویباران زمزمه می کنم
با تو، من در روح طبیعت پنهانم
با تو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می نوشم
با تو، من در خلوت این صحرا، در غربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، در تنهایی این بی کسی، غرقه ی فریاد و خروش و جمعیتم، درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند و گلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند و بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش ترین یادهای من، شیرین ترین یادگارهای من اند.
بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم
بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می آزارند
بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من اند
بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند
بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد
ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند
و طناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند
بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد
بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند
بی تو، سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند
بی تو، من با بهار می میرم
بی تو، من در عطر یاس ها می گریم
بی تو، من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم
بی تو، من با هر برگ پائیزی می افتم
بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می خشکم
بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می برم
بی تو، من در خلوت این صحرا، در غربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، در تنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده ی پامال زمستانم.
درختان هر کدام خاطره ی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ وپرکینه فروخفته، کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه، پیک و پیغامی نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من، شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک، همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین یادگارهای من اند
لایهبردارهای شیمیایی. در این روش، انواع مختلفی از موادشیمیایی برای سوزاندن لایه بیرونی پوست استفاده شده و آسیبی روی پوست ایجاد میکند که باعث میشود بدن با تولید کلاژن بیشتر به آن واکنش دهد. نتیجه آن جوانتر و صافتر شدن پوست خواهد شد.
چه 35 ساله باشید و به تازگی اولین نشانههای پیری را مشاهده میکنید یا 55 سالتان باشد و پوستتان دیگر تاریخ تولدتان را مخفی نمیکند، مطمئناً به دنبال راههایی برای کم کردن چینوچروکهای پوستتان هستید.
متخصصین میگویند خیلی از ما در این جدال در برابر چینوچروکها بازنده میشویم و ناامیدانه به درخشش جوانی که از صورتمان رخت برمی بندد، نگاه میکنیم.
دکتر رابین اشینوف (Robin Ashinoff)، متخصص پوست میگوید، "خیلی از خانمها و آقایان تصور میکنند که پیر شدن پوست مسئلهای غیرقابل اجتناب است اما با اطلاعات و تکنولوژی که امروز در دست داریم، میتوانید در میانسالی نیز احساس جوانی و شادابی را تجربه کنید."
برای اینکه شما را برای مقابله با ایجاد چینوچروک روی پوستتان در مسیر درست قرار دهیم، از متخصصین مختلف راهکارهای کاهش چینوچروک را سوال کردیم که در زیر به 23 مورد از آنها اشاره میکنیم:
1. از نور خورشید دوری کنید. این اولین علت ایجاد چینوچروک روی پوست است و مطالعات و تحقیقات بسیاری آن را تایید میکنند. در یک تحقیق که بر روی دوقلوهای همسان انجام گرفت مشخص شد که قرارگیری در معرض نور خورشید خیلی بیشتر از ژنتیک اهمیت دارد. دوقلوهایی که زمان قرارگیری خود در معرض آفتاب را کاهش دادند، بسیار کمتر از همتایان خود دچار چینوچروک شده و پوستی جوانتر و شادابتر داشتند.
2. از کرمهای ضدآفتاب استفاده کنید. اگر لازم است که در روزهای آفتابی بیرون بروید، حتماً از ضدآفتاب استفاده کنید. کرمهای ضدآفتاب از شما در برابر سرطان پوست محافظت کرده و در عین حال از ایجاد چینوچروک نیز جلوگیری میکند.
3. سیگار نکشید. تحقیقات مختلفی نشان میدهند که کشیدن سیگار پیر شدن پوست را تسریع میکند که بیشتر آن به خاطر تولید آنزیمی است که که کلاژن و الاستین که ترکیبات مهم پوست هستند را از بین میبرد. در یک تحقیق که بر روی دوقلوها انجام گرفت مشخص شد که برادر و خواهرهایی که سیگار میکشیدند پوستهای چروکتری نسبت به آنها که سیگار نمیکشیدند داشتند.
4. خواب کافی داشته باشید. وقتی بهاندازه کافی نخوابید، بدن کورتیزول اضافی ترشح میکند. کورتیزول هورمونی است که سلولهای پوستی را تجزیه میکند. پس به اندازه کافی استراحت کنید تا هورمون رشد بیشتری تولید کنید که کمک میکند پوستتان ضخامت و قابلیت ارتجاعی بیشتری داشته و کمتر دچار چینوچروک شود.
5. به پشت بخوابید. آکادمی پوست در امریکا هشدار میدهد که خوابیدن در حالت و وضعیتهای خاص، خطوط خواب روی سطح پوست ایجاد میکند که وقتی بیدار میشوید هم از بین نمیروند. خوابیدن به پهلو، ایجاد چینوچروک روی گونه و چانه را افزایش میدهد، در حالیکه خوابیدن روی شکم چینهای پیشانی را. برای کاهش ایجاد چینوچروک روی صورت، بهتر است به پشت بخوابید.
6. چشمهایتان را جمع نکنید و حتی الامکان عینک آفتابی بزنید. حرکات تکرارشونده صورت مثل جمع کردن چشمها، از عضلات صورت استفاده بیش از حد میکند و این مسئله شیاری زیر سطح پوست ایجاد میکند. این شیارها در آخر به چینوچروک تبدیل میشوند. همچنین بهتر است از عینکهای آفتابی استفاده کنید. عینک آفتابی از پوست دور چشم شما محافظت میکند تا آفتاب به آن آسیب نزند.
7. ماهی بخورید. ماهی نه تنها منبع بسیار خوبی از پروتئین است که یکی از عناصر سازنده پوست خوب میباشد و منبعی عالی از یک اسید چرب بسیار مهم به نام امگا3 به شمار میرود. اسیدهای چرب لازم پوست را تغذیه میکند و آن را شاداب و جوان نگه میدارند و به کاهش چینوچروک نیز کمک میکند.
8. سویای بیشتری بخورید. تحقیقات نشان میدهد که برخی خواص سویا به حفاظت یا ترمیم برخی از آسیبهای ناشی از آفتاب کمک میکند. در یک تحقیق، محققان گزارش دادند که یک مکمل حاوی سویا (که سایر ترکیبات آن پروتئین ماهی و عصارههای چای سفید، دانه انگور و گوجه فرنگی و همچنین برخی ویتامینها بود) ساختار و سفتی پوست را بعد از شش ماه استفاده تقویت میکند.
9. شکلات بخورید. در یک تحقیق مشخص شد که شکلات حاوی مقدار زیادی از دو فلاونول (اپیکاتچین و کاتچین) است، از پوست در برابر آسیبهای آفتاب محافظت کرده، گردش خون در سلولهای پوست را تقویت کرده، بر آبرسانی پوست تاثیر گذاشته و باعث نرمتر به نظر رسیدن پوست میشود.
10. از میوهها و سبزیجات بیشتری استفاده کنید. مهم ترکیبات آنتیاکسیدان آنهاست. این ترکیبات با آسیبهای ناشی از رادیکالهای آزاد (مولکولهای بیثباتی که میتوانند به سلولها آسیب برسانند) مقابله کرده که درمقابل باعث میشوند پوست جوانتر و درخشانتر به نظر برسد.
11. از مرطوبکنندهها استفاده کنید. خانمها معمولاً بیشتر درگیر محصولات ضدپیری هستند اما خیلی اوقات اهمیت یک مرطوبکننده سالم را نادیده میگیرند. پوستی که رطوبت خوبی داشته باشد معمولاً بهتر به نظر میرسد و درنتیجه خط و خطوط روی آن کمتر دیده میشود.
12. از شستن بیش از حد صورت خودداری کنید. آب شهری روغنهای طبیعی پوست و رطوبت آن که در برابر چینوچروکها محاظفت میکند را از بین میبرد. اگر بیش از اندازه صورتتان را بشویید، این محافظت طبیعی نیز کاهش مییابد. علاوه بر این، اگر صابونتان حاوی مرطوبکننده نیست، باید به جای آن از پاککنندهها استفاده کنید.
درمانهای موضعی برای کاهش چینوچروک
تحقیقات نشان میدهند که ترکیبات زیر چینوچروک را کاهش میدهند که اکثر آنها در محصولات درمانی و مراقبتی پوست یافت میشوند.
13. اسیدهای آلفا هیدروکسی (AHAs). این اسیدهای میوه طبیعی لایه بیرونی سلولهای مرده پوست را برداشته و ظاهر خطوط ظریف ایجاد شده روی پوست را از بین میبرند، به ویژه دور چشمها. تحقیقات جدید نشان میدهند که این مواد در غلظتهای بالاتر به تولید کلاژن پوست کمک میکنند.
14. رتینوئیدها (شامل رتین A). تنها محصول درمانی تایید شده توسط FDA برای چینوچروک ترتینوئین است که نام تجاری آن رتین A میباشد. این کرم دارویی خطوط ظریف ایجاد شده روی پوست و چینوچروکهای بزرگ را کاهش داده و آسیبهای ناشی از آفتاب را ترمیم میکند. رتینول یک نوع طبیعی از ویتامین A میباشد که در بسیاری از محصولات پوستی موجود داست. تحقیقات نشان میدهند که این ماده در غلظتهای بالاتر به اندازه رتین A موثر بوده بدون اینکه عوارضجانبی مثل سوزش و حساسیت پوست را داشته باشد.
15. ویتامین C موضعی. تحقیقات نشان میدهد که این ماده میتواند تولید کلاژن را افزایش داده، دربرابر تحریبات ناشی از اشعههای UVA و UVB محافظت به عمل آورده، مشکلات رنگدانهای را برطرف کرده و التهاب پوست را بهبود بخشد. اما مهم نوع ویتامین C مورد استفاده است. اکثر تحقیقات اسید ال-آسکوربیک را بعنوان موثرترین ماده برای چینوچروک معرفی میکنند.
16. ایدِبنون (Idebenone). این ماده شیمیایی که شبیه به کوآنزیم مغذی Q10 است یک آنتیاکسیدان فوقالعاده محسوب میشود. در یک تحقیق، پزشکان دریافتند که با شش ماه استفاده موضعی از این محصول، خشکی و زبری پوست تا 26% کاهش یافته، آبرسانی پوست تا 37% تقویت شده، خطوط و چینوچروکهای پوست تا 29% کاهش یافته و وضعیت عمومی پوستی که دربرابر آفتاب تخریب شده است تا 33% بهبود یافته است.
17. عوامل رشد. این ترکیبات که بخشی از واکنش طبیعی بدن برای ترمیم زخمها میباشند اگر به صورت موضعی مورداستفاده قرار گیرند میتوانند تخریبات آفتاب و چینوچروکها را کاهش داده و تولید کلاژن را تقویت کنند.
18. پنتاپپتیدها. نتایج یک تحقیق نشان داده است که پنتاپتیدها میتوانند تولید کلاژن را در پوستهایی که توسط آفتاب آسیب دیدهاند افزایش دهد. تحقیقات دیگری نشان دادهاند که وقتی این ماده به صورت موضعی استفاده شود، تولید کلاژن را تقویت کرده و چینوچروک را کاهش میدهد.
درمانهای پزشکی و بهداشتی برای کاهش چینوچروک
19. بوتاکس. تزریق این نوع خالص توکسین بوتولینوم A عضلات زیر Botulinum toxin Aها را ریلکس کرده و باعث میشود پوست روی آن صاف و بدون چروک شود.
20. فیلِرهای چروک. دکترها چینوچروکها را با مواد مختلفی مثل کلاژن، اسید هیالورونیک و سایر ترکیبات مصنوعی پر میکنند. معروف ترین این درمانها، Restylane، Juvederm و ArteFill میباشد.
21. لیزر. در این روش انرژی گرفته شده از یک منبع نوری لایه بیرونی پوست را برداشته و یک زخم خفیف و نامشخص ایجاد میکند. این فعالیت سیستم تولید کلاژن پوست را تقویت کرده و موجب نرمتر شدن پوست و از بین رفتن چینوچروکها میشود.
22. لایهبردارهای شیمیایی. در این روش، انواع مختلفی از موادشیمیایی برای سوزاندن لایه بیرونی پوست استفاده شده و آسیبی روی پوست ایجاد میکند که باعث میشود بدن با تولید کلاژن بیشتر به آن واکنش دهد. نتیجه آن جوانتر و صافتر شدن پوست خواهد شد.
23. دِرمابراسیون (Dermabrasion). یک ابزار ساکشن که از طریق آن لایه بیرونی پوست برداشته شده و یک لایه جدید و صاف ظاهر میشود. در این عمل، خطوط ظریف و چینوچروکها به نظر ناپدید میشوند.
1 - به یاد خدا باشید و از او کمک بخواهید
با یاد خدا، دلها آرام میگیرد و مطمئن باشید خداوند به شما کمک خواهد کرد.
2 - هدفی مشترک را در نظر بگیرید
با همفکری برای خود و همسرتان، هدف مشترکی داشته باشید و برای رسیدن به آن، یکدیگر را کمک کنید.
3 - خودخواه و خودرای نباشید
خودخواه و خودرأی نباشید تا بتوانید لذتهای معنوی را درک کنید
4 - عیبهای خود را ببینید
فقط بهدنبال عیبجویی از همسرتان نباشید، عیوب خود را نیز رفع کنید.
5 - قدرشناس باشید
قدر محبتهای پدر، مادر، همسر و دوستانتان را بدانید و سپاسگزار الطاف خداوند باشید تا به تقدیرهای او راضی شوید. آنچه مورد رضایت خداوند نیست را انجام ندهید تا اطمینان و عزتنفس بیشتری بیابید.
6 - اهل عمل و مس?ولیتپذیر باشید
بهجای توقعداشتن از دیگران، به فکر انجام مس?ولیتها و وظایف خود باشید.
7 - به ارزشهای اعتقادی و فرهنگی یکدیگر احترام بگذارید
8 - مثبت بیندیشید و اضطراب را از خود دور سازید
اگر بپذیرید هرکاری از جانب خداوند خیر است، در زندگی اضطراب نخواهید داشت.
9 - هرگز دشنام ندهید و جدال نکنید
بحث و جدل، تش کینه را در دل شعلهور ساخته و حرمت میان زن و شوهر را خدشهدار میکند.
10 - دلی آرام و نیکخواه داشته باشید
دلآرامی، یکی از راههای برقراری صلح و صفا بین شما و همسرتان است. برای رسیدن به آرامش، باید به خداوند نزدیک شد. از ویژگیهای همسر دلآرام، مثبتاندیشی، ایمان، جاذبهی فکری و امیدواریاست.
11 - عاشقانه زندگی کنید
برای رسیدن به عشق، از انجام هیچکاری کوتاهی نکنید.
12 - معناجو باشید
حساسیتهای رفتاری همسرتان را بشناسید تا موجب بروز اختلال در روابطتان نشود.
13 - پیش از صحبت، تفکر کنید
هرگاه حرفی میزنید، از قبل، به عواقب آن فکرکنید تا بعد، شرمنده و پشیمان نشوید. با توجه به شرایط روحی و جسمی همسرتان حرف بزنید و از پرحرفی بپرهیزید.
14 - تا جاییکه میتوانید، با یکدیگر غذا بخورید
جمعشدن افراد خانواده دور میز یا سفرهی غذا، موجب افزایش روابط عاطفی و احساس نزدیکی بیشتر آنان خواهد شد.
15 - شبکهی ارتباطی خود را گسترش دهید
یکی از علتهای ایجاد افسردگی در خانوادهها، قطع ارتباط با محیط بیرون از خانه است. اگر شما و همسرتان، نظرات متفاوتی در مورد نوع تفریح و ارتباطات دارید، چیزی را انتخاب کنید که تا حد ممکن، هر دو، آنرا ترجیح میدهید.
16 - به رشد یکدیگر کمک کنید
زن و شوهر باید بهمنظور رسیدن به درجات معنوی والاتر، ادامهی تحصیل، اشتغال و... شرایط رشد و پیشرفت یکدیگر را فراهم کنند.
17 - به یکدیگر هدیه دهید
به همسرتان هدیه بدهید چون نشانمیدهد به او توجه دارید.
18 - خوش اخلاق باشید.
19 - بیریا و صادق باشید
اگر با اطرافیان خود صادقانه برخورد کنید، علاوهبر راحتی خودتان، آنان هم شما را آسانتر میپذیرند.
20 - بهعهد خود وفا کنید
اگر قولی به همسرتان میدهید، تمام تلاش خود را برای عملکردن به آن، بهکار گیرید.
21 - از نصایح و تجربیات پدر و مادرتان استفاده کنید
استفاده از نصایح دیگران، به این معنا نیست که به آنان اجازهی دخالت در زندگی خصوصی خود را بدهید، بلکه از تجربیات آنان استفاده کنید.
22 - همسر خود را با دیگران مقایسه نکنید
اگرچه افراد نقایصی دارند اما خوبیهایی هم دارند. سعیکنید به نکات مثبت همسر خود فکر کنید.
23 - عیبپوشی کنید
همیشه اول، خوبیهای همسرتان را به او بگویید و بعد با ظرافت، انتقاد کنید و سعی نمایید معیار نقدهایتان، منطقی و قابل قبول باشد. همچنین هرگز نزد دیگران، عیب همسرخود را بازگو نکنید.
24 - خانوادهگرا باشید
همیشه برای خانوادهتان اعتبار قائل شوید و به رشد و پیشرفت هم کمک کنید.
25 - عذرخواه باشید و خود نیز عذر دیگران را بپذیرید.
26 - رازدار باشید
هم اسرار همسرتان را نزد دیگران و هم اسرار دیگران را نزد همسرتان فاش نکنید.
27 - صبور و باگذشت باشید
صبر و گذشت موجب میشود دوستی صمیمی برای همسرتان باشید.
28 - همسرتان را از وضعیت اقتصادی موجود، آگاه کنید
از درآمد هم، مطلع باشید تا با همفکری، برنامهریزی بهتری انجام دهید.
29 - به خلوت یکدیگر احترام بگذارید
گاهیاوقات افراد نیاز دارند با خود خلوت و تفکر کنند؛ در اینصورت، آرامش همسرتان را بههم نزنید.
30 - به فکر ایجاد تغییرهای مثبت در خود و همسرتان باشید
سعیکنید تغییر در حرکت بهسمت تعالی و بالندگی باشد و پیش از تغییر، راههای درست ایجاد آنرا بدانید.
در زندگی مشترک، به تدریج لحظاتی پیش می آیند که فرار از آنها اجتناب ناپذیر است. جر و بحث، مشاجره و حتی دعوا برای همه زوج ها پیش می آید. اما فرا گرفتن مهارتی که اجازه ندهید چنین روندی تبدیل به روال عادی زندگی مشترک شما شود بسیار مهم و ضروری است. گذشته از همه چیز بخاطر داشته باشید که مهمترین آرزوی همسر شما خوشحالی شماست، اما فقط یک کمی کمک نیاز دارد.
بکار بردن برخی جملات بطور دائم نه تنها کمکی به بهبود وضعیت زندگی شما نمی کند، بلکه آن را بر لبه مشاجرات دائمی و بیهوده قرار می دهد. این 7 جمله زیر یا مشتقات آن در همان دسته قرار می گیرند. پس سعی کنید با تمرین، از گفتن آنها در جاهایی که ضرورتی ندارد خودداری کنید.
1. تو هم عین باباتی/ شماها خانوادگی اینطور هستید
وقتی چنین جمله ای را بکار می برید به همسرتان مستقیما این پیغام را می دهید که قصد تحقیر او را دارید. بدیهی است که بکار بردن جملاتی از این دست به نقاط ضعفی که در خانواده همسرتان مشاهده کرده اید اشاره می کند. اگر موردی می بینید که می توانید آن را به بقیه افراد فامیل همسرتان هم تعمیم دهید کمی فکر کنید و سعی کنید شکایت تان را بصورت مستقیم تری بیان کنید.
اگر همسرتان نامرتب است یا مناسبت های مهم زندگی تان را فراموش میکند این مورد را با خود او حل کنید و از کشاندن پای پدر و برادر و بقیه افراد خانواده اش به جریان اجتناب کنید.
2. کی می خوای یه فکری یه حال کارت بکنی؟/ کی می خوای کارتو عوض کنی؟
اگر همسر شما در حال حاضر مشغول بکار است قبل از بیان این دست سوالات از خودتان بپرسید دقیقا از کدام وجه کار همسرتان گله دارید؟ آیا درآمد وی کفاف زندگی را نمی دهد یا زمان کافی برای گذراندن با شما و بچه ها ندارد یا این شغل در سطح اجتماعی شما نیست یا ...؟
گذشته از این واقعیت که شغل مردان برای آنها جنبه حیثیتی دارد به خاطر داشته باشید که تا جایی که ممکن است نباید درآمد پایین همسرتان را با تلاش ناکافی وی برای تامین رفاه خانواده یکی ببینید.
به جای آنکه مدام همسرتان را سرزنش کنید بهتر است جلسات منظمی برای تبادل افکار و نظرات و اطلاعات تان در مورد امکانات شغلی جدید داشته باشید اگر خودتان شاغلید در مورد کار خودتان صحبت کنید و هر کاری می کنید همسرتان را در جایگاه پاسخگویی اجباری قرار ندهید.
3. مادرم، دوستم، فلانی گفته بود ممکن است اینکار را انجام دهی
وقتی این جمله را می گویید بی شک یک صحنه برای شوهرتان بازسازی می شود اینکه شما در مقابل دیگران زندگی شخصی تان و مشکلات آنرا بر ملا کرده اید. آیا برای خود شما تصور چنین صحنه ای آسان است. در چنین شرایطی همسرتان خودش را نه در کنار شما بلکه در مقابل شما و همه وابستگان تان می بیند. بدیهی است از آن پس هر چه از شما بشنود را به دیگران نسبت خواهد داد و بعدها به صفت ناخوشایند دهن بین هم ملقب خواهید شد.
به جای همه اینها حتی اگر از یکی از اطرافیان تان به شما هشدار داده شده که همسرتان رفتارهای بطور مثال کنترل کننده دارد، به جای بیان آن از قول سوم شخص این مساله را از طرف خودتان مطرح کنید. و سعی کنید به او نشان دهید این رفتار شما را چقدر آزار می دهد و راه حل های خود را با او در میان بگذارید.
4. خودم می توانم، کمک لازم ندارم
شاید باور نکنید اما این جمله برای اکثر مردان آثار مخربی دارد. آنها به شکلی سنتی مایلند خود را سوپرمن خانه شان ببینند. اگر شما به عنوان همسر و زن محبوب آنها این جمله را به کرات به زبان بیاورید این نقش را به مخاطره می اندازید. همسر شما مانند هر انسان دیگری از اینکه وجود موثر و مفیدی داشته باشد به خودش افتخار می کند.
گاه دلیل شما برای بیان این جمله این است که همسرتان کاری که قصد انجامش را دارد را به خوبی انجام نمی دهد؛ مشاوران معتقدند حتی اگر عملکرد شوهرتان در انجام کاری با شما متفاوت است آن را به شکلی زننده مطرح نکنید بعدها از اینکه نقش حمایتی همسرتان را از او گرفته اید پشیمان خواهید شد. هر انسانی به یک همراه احتیاج دارد، بگذارید همسرتان اسم آن را حامی بگذارد.
5. همیشه اینکارو می کنی/ هیچوقت اینکارو نمی کنی
این کلی گویی همسر شما را در حالتی تدافعی و به تدریج تهاجمی قرار می دهد. یاد بگیرید دقیقا روی مشکلی که شما را ناراحت کرده تمرکز کنید. اگر از اینکه شوهرتان جوراب های کثیفش را در راهرو انداخته دلخورید به او نگویید تو همیشه همینجوری هستی. اون از وضع غذا خوردنت اون از کارت اون از ... با اینکار همسرتان را گیج می کنید که دقیقا کدام کارش شما را آزار داده است. صریح باشید و از کلی گویی پرهیز کنید. این راه بهتری برای رسیدن به یک زندگی سالم و موفق است.
6. واقعا فکر می کنی...
اگر اهل بکار بردن چنین جملات دوپهلویی به قصد اشاره ظریف به یک مشکل هستید، آن را کنار بگذارید. وقتی به شوهرتان می گویید: واقعا فکر میکنی این موقع شب کباب لقمه می چسبد، او هیچ نکته قابل درکی دریافت نمی کند. شاید منظور شما این باشد که خوردن غذای چرب در ساعات پایانی شب برای کسی که کلسترول دارد مناسب نیست ولی بیان آن به این شکل مرموز کمکی به شما نمی کند.
7. با اون دوستات/ با اون فامیلت
طبیعی است که شما همه دوستان و آشنایان و بستگان شوهرتان را تایید نکنید اما این خیلی غیرطبیعی است که از آنها برای تحقیر او استفاده کنید. وقتی چنین جمله ای را بکار می برید معنی آن این است که خودم باید برایت چند تا دوست پیدا کنم و راستش را بگویید خود شما چنین شرایطی را می پذیرید؟
اگر معاشرت با اطرافیان همسرتان را دوست ندارید به او پیشنهاد دهید آنها را تنها ببیند. تنها به این دلیل که ازدواج کرده اید مجبور نیستید در تمام دقایق یکدیگر را همراهی کنید. با بیان دلایلتان و دادن فضایی که او برای زندگی شخصی اش لازم دارد به دوام زندگی تان کمک می کنید.
بحث اعتیاد در سالهای اخیر در کشورمان یکی از عمدهترین مسایل مطرح شده در جامعه است. با وجود آسیبهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ایجاد شده توسط فرد مصرفکننده، باید به فرد معتاد به عنوان یک انسان باهمه آرزوها و آمال فردی نگاه کنیم.
اعتیاد معمولا در سنین نوجوانی شروع میشود. هر چند به ندرت میتواند در سنین بالاتر نیز آغاز شود که در این صورت معمولا علت خاصی برای ابتلا به آن وجود دارد. بسته به سن شروع، مسایل مختلفی مانند اشتغال، ازدواج، بچهدارشدن، ادامه تحصیل و ارتباط اجتماعی در پیش روی فرد قرار دارد که تمام این موارد میتوانند تحتالشعاع مصرف مواد فرد قرار گیرند.
در مورد ازدواج مصرفکننده مواد مخدر سوالهای مختلفی در جامعه ازطرف بستگان، دوستان و سایرین مطرح میشود. برخی اعتقاد دارند که ازدواج به صورت یک فاکتور حمایتی اجتماعی میتواند باعث بالابردن انگیزه فرد برایترک مواد شود، فرد را مسوولیتپذیر کند و استرس او را کاهش دهد و مشغولیت با مسایل خانواده باعث شود زمان کمتری برای گذراندن با دوستان و هزینه کمتری نیز برای خرج کردن برای مواد در اختیار داشته باشد. این باوری است که در کشورما در رابطه با ازدواج و نقش آن در درمان همه دردها و بیماریها وجود دارد که البته این موضوع به طور مطلق صحت ندارد.
ازدواج در ابتدای امر انگیزه خوبی برای ترک اعتیاد است. این انگیزه میتواند کوتاه مدت یعنی برای مخفی ماندن اعتیاد در تست مورفین و بلند مدت برای پاک ماندن در همه زندگی باشد. معمولا در آستانه ازدواج مراجعات زیادی از این دست به مراکز درمان اعتیاد دیده میشود و بیماران در این مرحله ممکن است به طور موقتی پاک شوند.
اما بعد از این ترک اعتیاد موقتی، سرنوشتهای مختلفی در انتظار این افراد است. در ابتدا باید بدانیم که اعتیاد تنها به معنای حضور یک ماده مخدر ویا محرک در خون نیست. با مصرف حتی یک بار از بعضی از مواد مدار پاداش خاصی در مغز تحریک میشود که تقریبا همیشه به طور نیمه خاموش حتی در هنگام عدم مصرف باقی میماند.
عواقب ازدواج با ترک کرده ها
مصارف طولانی مدت میتواند باعث ایجاد تغییرات خاصی در شخصیت فرد شود. این تغییرات میتواند بهصورت انفعال، وابستگی یا پرخاشگری باشد. مهارتهای زندگی(کنترل خشم، استرس، همدلی.....) به خصوص در مصرفکنندگان مواد پرتخریب آموخته نمیشوند و مواد تنها به صورت سرپوشی برای آرامسازی و پرکردن ناکفایتی این افراد به کار میرود.
بعد از ترک فرد با سالهای از دسترفته و ناتواناییهای خود مواجه میشود و در مقابل با مسایل پراسترس راهحلی بلد نیست. ازدواج به عنوان یک مرحله پرمسوولیت و استرسزا نیازمند مهارتهای بین فردی و اجتماعی خاصی است. بعداز گذشتن ماههای اولیه در فردی که تنها به صورت پاکسازی بدن از مواد درمان شده است، فرد در یک موقعیت تنشزایی قرار میگیرد که در حل آن ناتوان است و با توجه به ماهیت بیماری اعتیاد، عود و مصرف مجدد دور از انتظار نیست.
به نظر میرسد ماندگاری این افراد در ترک نمیتواند زیاد باشد. صورت مثبت قضیه این است که در فردی که از حمایت خانوادگی نامناسبی برخوردار بوده است و یا در محیطهای اجتماعی پراز موادمخدر و مصرفکننده زندگی میکرده است، با دوری از این شرایط بتواند روزهای پاک بیشتری را تجربه کند.
در مورد اعتیاد این نکته را باید در نظر داشته باشیم که امکان عود و بازگشت همیشه وجود دارد و هرگز درمورد ترک کامل آن نمیتوان به طور قطعی اظهار نظر کرد. توجه به نکته فوق باعث میشود که در جامعه دلواپسی خاصی در مورد ازدواج با فرد مصرفکننده وجود داشته باشد.
راهی برای کشف اعتیاد
برای آنکه مطمئن شوید نامزد شما معتاد نیست، تستهای مورفین (به تنهایی و بدون حضور موادمحرک) و آزمایش غربالگری اعتیاد می تواند کمک کننده باشد. البته بد نیست بدانید که دلواپسی در مورد پاسخ منفی کاذب این تستها و اینکه گاهی روشهایی برای مخدوش کردن نتایج این تستها موجود است، بیجا نیست.
در مراکز تخصصی امکان پیگیری حضور انواع مواد به طور صد در صد وجود دارد که با هیچ مادهای قابل پوشش دادن نیست. مشکل در اینجاست که این افراد درست در حوالی انجام آزمایش دست بهترک ماده مصرفی به هر روشی میزنند که در آن زمان جواب آزمایش به طور درست منفی و به معنای عدم حضور ماده گزارش میشود.
اما راههای مشهودتر و دمدستیتری هم برای تشخیص این موضوع وجود دارد. تغییرات خلقوخو، شایعترین علامت مصرف است. در طی روز فرد میتواند تغییرات بارز وبیش از حدی در رفتار و خلق داشته باشد. حتی گاهی این افراد در هنگام مصرف مواد بسیار مهربان و پرتوجه میشوند.
در ساعت نیاز به مصرف مواد تحریکپذیری شایع است. این افراد درساعات خاصی نیاز به تنهایی دارند و از بودن کنار خانواده به هر دلیل امتناع میکنند و از جمعهایی که نیاز به حضور مداوم و طولانی مدت دارند فرار میکنند. که نمونه آن رفتن به سفرهای دسته جمعی است.
مشکلات خواب به صورت کمخوابی، پرخوابی، به هم خوردن ساعات معمول خواب وبیداری، خواب آلودگی روزانه و بیداریهای شبانه میتواند با انواع مواد دیده شود. همچنین تغییرات وزن و اشتها به صورت کاهش و افزایش مشاهده میشود. تغییر در رفتار جنسی اعم از میل یا تحریک جنسی رخ میدهد. مصرف بعضی از مواد بوی خاصی دارد که از لباس ووسایل شخص استشمام میشود. در چهره برخی از مصرفکنندگان نیز میتواند تغییراتی را به صورت کبودی دور چشم، فرو رفتن گونهها، آسیبهای دندانی و تیرگی لبها مشاهده کرد. در معتادان تزریقی آثار تزریق روی دستها و بازوها و نقاط غیرمعمول در کشاله ران یا گردن دیده میشود که میتواند توسط لباس یا خالکوبی پوشانیده شود. گاهی نیز صدای مصرفکنندگان استنشاقی تودماغی میشود.
این را هم بدانید که برای مصرف بعضی از مواد وسایل خاصی مورد نیاز است. برای مثال، دیدن سوزن سوخته یا کاغذهایی که لوله شدهاند و یا دستمال نیمسوخته و ابزار شیشهای خاص میتواند شکبرانگیز باشد. البته در مورد این علایم و نشانهها قطعا نمیشود اظهارنظر کرد. در بعضی از افراد علایم مشابهی وجود دارد که ناشی از مصرف مواد نیست و در مقابل مصرفکنندههایی نیز هستندکه شدت علایم در آنان قابل ملاحظه نیست.
توجه کنید که هیچ فردی حتی پزشک بهرغم وجود نشانههای بالینی و مشکوک، در مورد مصرف یا عدم مصرف مراجع بدون آزمایش نمیتواند اظهار نظر قطعی کند. خوش بینی و بد بینی بیش از حد هردو در فردی که قرار است با وی ازدواج کنید میتواند زندگی آینده شما را تحتالشعاع قرار دهد.
طی یک نظرسنجی از یک دانشجوی ورودی جدید و یک دانشجوی ترم آخری خواسته شد که با دیدن هر کدام از کلمات زیر ذهنیت و تصور خود را در مورد آن کلمه در یک جمله کوتاه بنویسند.
جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوط به دانشجوی ترم آخری…
رییس دانشگاه
1)مردی فرهیخته و خوشتیپ
2)به دلیل اینکه در طی این چهار پنج سال یک بار هم ایشونو نتونستم ببینم، هیچ ذهنیتی ندارم
یک وعده غذای سلف
1)بیفستراگانوف با سس کچاپ با نوشیدنی خنک
2)چلو لاستیک به همراه افزودنی های غیر مجاز
کارت دانشجویی
1)کارت شناسایی و هویت دانشجو
2)تنها استفاده از این کارت گرفتن فیلم از ویدئو کلوب است
خوابگاه
1)محل استراحت و سرشار از شادی و نشاط
2)مکانی برای همزیستی مسالمت آمیز با سوسک و موش
شب امتحان
1)شبی برای دوره کردن درسی که در طول ترم خوانده شده است
2)شبی که تا صبح باید مثل خر درس خوند
جزوه خوش خط دخترها
1)بمیرم از هیچ دختری جزوه نمیگیرم، من عادت دارم فقط جزوه خودمو بخونم
2)طلای کاغذی
تقلب
1)یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان
2)تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان
مشروط شدن
1)عمراٌ، من تو دبیرستان معدل کمتر از 18 نداشتم
2)نمک تحصیل در دانشگاه
وام دانشجویی
1)کمک هزینه برای دانشجو
2)مثل مهریه میمونه کی داده کی گرفته
ازدواج دانشجویی
1)حرفش رو نزن من قصد ادامه تحصیل دارم
2)کو؟ کجاس؟کسی رو سراغ داری برام؟
حراست
1)ارگانی برای حفاظت از دانشجو از گزند خطرات
2) ارگانی برای حفاطت از دانشگاه از گزند دانشجویان
دانشجو
1)فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است
2)ها ایی دانشجو که وگفتی یعنی چه؟؟؟!!!!
در خانه هم می توانید پدر خوبی باشید
بعضی از مردها فکر می کنند، همین که در خارج از منزل مشغول فعالیت هستند، دیگر مسؤولیتی در قبال تربیت کودکانشان در منزل ندارند و در تصمیمات روزانه ی آنها مداخله نمی کنند. در حالی که مشارکت در امور تربیتی کودکان در منزل، هم موجب برقراری ارتباط نزدیک با آنها می شود هم انس و الفت را در بین همسران تقویت می کند. رعایت نکات زیر می تواند آقایان را در رسیدن به این مهم یاری دهد:
1-فعال تر باشید: اگر پدرها خود ابتکار عمل را بدست بگیرند، هرگز نخواهند توانست مسؤولیت تربیت فرزند را آن چنان که خود می خواهند و آن چنان که شایسته ی فرزندشان است، به عهده بگیرند. به جای این که به راحتی، کودک خندان یا گریان خود را به بغل مادرش بسپارید، سعی کنید جملاتی نظیر جمله ی زیر را بگویید: «فکر کنم از پسش برمی یام.» علاوه بر این، پرسیدن مشورت کردن با همسرتان در مورد چگونگی نگهداری بچه، هیچ اشکالی ندارد. هر دوی شما چیزهایی می دانید که دیگری می تواند از آن بهره مند شود.
2-بیشتر تمرین کنید: فکر نکنید که همسر شما به طرز معجزه آسایی، چیزی بیش از آنچه شما در قبال بچه انجام می دهید می داند. هر چه که او درباره ی پرورش کودکان می داند، از طریق تجربه ی عملی یاد گرفته، مثل بقیه ی چیزها و راه درست این است که شما هم بتوانید پدر بهتری باشید و خودتان کارهای مربوطه را انجام بدهید. اگر احساس عدم اطمینان و یا عدم آمادگی می کنید، از کمک گرفتن نهراسید.
3-مفتخر باشید که روش خاص خودتان را برای برقراری ارتباط دارید: مردان و زنان روش های متفاوتی برای تعامل با فرزندشان دارند. مردان بر فعالیت های فیزیکی و صرف انرژی تأکید دارند و زنان بر رشد اجتماعی و عاطفی، به کسی اجازه ندهید که به شما بگوید کشتی گرفتن و بالا و پایین پریدن در رختخواب (با مراعات سلامت کودک)، از کارهای دخترانه یی که همسرتان ممکن است انجام دهد یا بخواهد انجام دهید، مهمتر نیست. فعالیت های فیزیکی و تخلیه ی انرژی نیز، درس های ارزشمندی درباره ی تنظیم احساساتی چون هیجان و برانگیختگی برای کودک دارد. کودکان با پدران فعال (از نظر فیزیکی) بسیار محبوب تر و در روابط شان با کودکان دیگر موفق تر هستند.
4-از نظر احساسی در دسترس کودک باشید: بی تردید تعامل فیزیکی در کودکی، بخش مهمی از روابط پدر - فرزندی است. اما شما باید از نظر احساسی نیز در موقعیت های بحرانی در دسترس باشید و کودک را همراهی کنید، جان گاتمن پیشنهاد می کند: «مربیان باید از احساسات خودشان آگاه باشند تا بتوانند احساسات فرزندان شان را درک کنند.» بنابراین باید هر کاری که لازم است بکنید تا ارتباط نزدیکی با کودک برقرار کنید.
5-مشارکت کنید نه کمک! پدر به عنوان کمک کار، یک مدل با تاریخ مصرف گذشته است. اگر مردان مایلند کاملاً در مراقبت و تربیت فرزندان مشارکت کنند، آنها باید مسؤولیت خانه داری و بچه داری را فعالانه با همسرشان تقسیم کنند.
6-فقط آخر هفته ها در دسترس نباشید: برای اینکه یک پدر فعال و مؤثر باشید، در تصمیمات روزانه ی مرتبط با کودک تان، مداخله کنید. سپردن همه چیز به همسرتان به این معنی است که پدر فقط در گوشه های کوچکی از زندگی کودک نقش دارد. بدون شرکت در کارهای عادی و روزمره و فعالیتهایی که دوران کودکی را شکل می دهند، پدران، کودکشان را با خصوصیات خاص و ظریف شان نخواهند شناخت، دانستن این خصوصیات، برای اینکه پدری حساس، فعال و مشارکت کننده باشید، اهمیت فراوان دارد.
7-برای همسرتان احترام قایل شوید و آن را آشکارا نشان دهید: پدر فعال و مشارکت کننده به این معنی است که همه ی روش هایی که همسرتان برای اداره ی خانواده بکار می برد، به رسمیت بشناسید و به تصمیماتی که در زمان غیبت شما می گیرد، احترام بگذارید. بکوشید سیستمی را در خانواده ایجاد کنید که در آن والدین و فرزندان فعالیت هایی را مشترکاً انجام دهند. همچنان که فرزندان رشد می کنند، به آنها نیز اجازه دهید در فرآیند طراحی چنین فعالیت هایی مشارکت کنند.
8-نیاز به ارتباط را فراموش نکنید: اگر همسرتان برای تقسیم نقش تربیت فرزند با شما، بی میل است، به او فرصت بدهید تا متوجه شود که درخواست شما برای مشارکت بیشتر در پرورش کودک، واقعاً جدی است و شما شایستگی و انگیزه ی کافی برای تغییر در میزان مشارکت تان را در امر بچه داری، دارا هستید.
منبع: نشریه 7 روز زندگی شماره
اگر روابط دختر و پسر صمیمی باشد دیگر بحث شهوت در کار نیست و آنهایی که این روابط را منع می کنند در واقع با اصل صمیمیت و تعهد مخالفت می کنند و برای کار خود دلیل معقول و شرعی ندارند.
پاسخ :
مقدمه:
تعالیم اسلامی برای آن است که به انسان حیات و پویایی بخشد و به او روح و بینش و جنبش دهد[1] احکام اسلامی از تعادل و توازن خاصّی برخوردار بوده و مطابق با روحیّات و نیازمندیهای واقعی او تنظیم شده است.
حرف زدن زن و مرد و برخورد آنان در زندگی روزمرّه بدون اشکال است مانند روابطی که استاد و دانشجوی در راستای کسب علوم دارند و یا کارمندان ادارات با یکدیگر برخورد مینماید؛ اسلام میگوید نه حبس و نه رکود و نه اختلاط و روابط آزاد، همواره در برخوردها باید «اصل حریم» را حفظ نمود که این نوع رعایت از سنّت جاری مسلمین در زمان رسول اکرم (ص)[2] بوده است.
اسلام میخواهد جامعه عاری از هرگونه نگاه و رفتار هوسآلود و سرشار از کار و فعالیت و تحصیل و پیشرفت باشد و دختر و پسر فارغ از دغدغههای شهوانی به کارهای مورد نظر برسند با ذکر این مقدمه به بررسی «توصیه صمیمی شدن دختر و پسر» از منظر دین و اعتقادات میپردازیم.
نیروی غریزه:
در آغاز باید توجه داشت که قدرت غرایز و کشش نیروهای درونی انسان، یکسان و مساوی نیست انگیزه بعضی از تمایلات بسیار قوی و نیرومند است؛ در جوانی غرایز جنسی و احساسات و شیفتگی به جذابیتهای ظاهری، در حدّ زیادی خودنمایی کرده، حاکم بر دوستیها و تصیمگیریهای جوانان است. «موریس دبس» گوید:
«دیر یا زود غریزه جنسی مخصوصاً در نزد پسران تا سرحدّ وجدان نفود کرده و تحریکات شهوانی همچون تصادم امواج به ساحل شروع به مبارزه مینماید، عمل این غریزه آن قدر قوی است که در واقع، مرکز تحریکات مستقیم برای تمام آرزوهای اعضای مختلف بدن میگردد... و در سن هفده - هجده سالگی مالک اصلی (حساسیت انسان) میشود و آنگاه تمام نظاهرات محبتآمیز انسان از غریزه جنسی سرچشمه میگیرد.»[3]
بدیهی است در ایام جوانی، شوق جنسی و احساسات بر روان آدمی سایه انداخته، و ناخودآگاه به رفتار و کردار آنان رنگ و لعابی دیگر میبخشد.
با توجه به نیاز روانی دختر و پسر پس از بلوغ و شرایط ویژه غرایز جنسی و تحریکپذیری جوانان باید اعتراف نمود که گسترش و عادیسازی روابط بستری مناسب برای کشیده شدن جوانان به دامن پر جاذبه هواهای نفسانی و زمینهساز روابط جنسی است.
محرک اصلی این گونه روابط همان نیاز طبیعی دختر و پسر به یکدیگر میباشد و از اینکه بستری مناسب چون ازدواج فراهم نیامده به بیراهه کشیده شده و در قالب کامجوئیهای بُدلی خودنمایی میکند.
در بسیاری از برخوردها دختر و پسر هر چند به بهانههای گوناگون با هم آشنا میشوند اما اندک اندک بر اساس تسلّط طبیعی غرایز، نگاه و سخن و رفتارشان رنگ و بویی دیگر گرفته، معنای خاصی پیدا میکند چه بسا بعد از مدتی به یکباره متوجه میشوند عواطف و احساسات آنان بازیچه هوس شده است.
قرآن و حدیث چه می گویند:
به راستی در این گونه روابط رفتار «چشمها» چگونه است، مگر نه این است که نقش اول را در روابط چشمها باز میکنند، آیا این نگاههای به نامحرم پاک و به دور از شهوت است؟!
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
«به مؤمنان بگو چشمهای خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند این برای آنان پاکیزهتر است. خداوند از آن چه انجام میدهند آگاهتر است. و به زنان با ایمان بگو: چشمهای خود را (از نگاه هوسآلود) فرو گیرند و دامان خویشتن را حفظ کنند.»
«حرمت نگاه به نامحرم، به سبب تهییج و تحریک شهوانی است که در نگاه نهفته است این تحریک سبب فساد و ورود در محرمات است.»
و در حدیث دیگری از رسول اکرم (ص) آمده است: «هر کس چشم را از نگاه حرام و هوسآلود پر کند، خداوند در روز قیامت آن را از آتش پر مینماید؛ مگر توبه کند و از این راه (نادرست) باز گردد.»
متأسفانه امروزه با کمرنگ شدن اعتقادات دینی و باور به معاد و حسابرسی در دادگاه عدل الهی، دنیا و دنیا طلبی پر رنگتر از همیشه در زندگی انسان جلوهگری میکند و همه مسائل با غفلت از جهانبینی توحیدی و تنها در سایه بهرهوری بیشتر از لذت جسمانی مطرح شده و با توجیهات مختلف به آن پرداخته میشود که اگر انسان اندکی این زنگارها را کنار زده و با خود خلوت نماید و به قضاوت نشیند. به راحتی انگیزههای مادی و حیوانی را کشف کرده و تحلیل مسائل برایش آسان میشود.
عشق و رابطه بین دختر و پسر یک عشق حقیقی است و نباید مانع این روابط شد به همین خاطر گسسته شدن این پیوندها با افسردگی، افت تحصیلی و ... همراه است.
پاسخ را در چند بخش ارائه می کنیم:
1- روابط و آرامش روانی:
روابط مختلط سبب آرامش روانی نگشته بلکه موجب افزایش اضطراب و التهابات روحی شده و همان طور که خود شما اشاره نمودید عامل پیدایش افسردگی میشود زیرا:
با توجه به قدرت و دامنهی نفوذ عاطفی زن و مرد بر یکدیگر و نقش حساس آن دو در تأمین نیاز طبیعی و غریزی در مییابیم که تأثیرپذیری آن دو چنان شدید و وسیع است که گاهی مجرای صحیح عقل و خرد را به انحراف میکشاند؛ به ویژه زمانی که آتش هوس شعلهور گردد.
این تأثیر شگرف در زن، جلوهگری خاصی دارد و بر عواطف و احساس مرد بسیار نافذ است، تا بدان جا که خواسته آنان را در جهت امیال عاطفه آمیز و احساسی سوق میدهد.
حال اگر این نوع رابطه رواج یابد و پای دوستیها و دلدادگیها به میان آید و بر سراسر رفتار و کردار و فکر و اندیشه جوانان سایه انداخته و با به وجود آمدن فراز و نشیبی در این دوستیهای احساسی و سطحی، روند زندگی دچار اختلال میشود و آشفتگی فکر و دل را به دنبال دارد. در این بین رشد علمی و معنوی، خسارت زیانباری دیده و فردی که باید در نشاط و شور جوانی برای فردای خود و جامعه ذخیره علمی بیندوزد به رکود مبتلا میشود و آینده علمی او به خطر میافتد.
ضربهپذیری دختران در این باره بیشتر از پسران است به قول نویسنده عرب خانم دکتر
«چه بسیار دخترانی که به سبب شوق و دستیابی به نشانههای مقبول زیبایی و زنانگی به اختلالات روانی دچار میشوند، گمان و تصور چنین دخترانی آن است که زندگی و آیندهی آنها به اندازهی بینی و یا خمیدگی مژههای آنان بستگی دارد، تا آنجا که حتّی یک میلیمتر کوتاهی طول مژه نیز میتواند به یک مسئله جدی و بحرانی در زندگی تبدیل شود»[4]
با در نظر گرفتن این حساسیتها بهتر میتوان به ضربههای روانی ناشی از ناهنجاریها در روابط پی برد. بدون تردید کنترل روابط، این التهابها را کاهش میدهد و دختر و پسر با آرامش و اطمینان خاطر بیشتری به دنبال تحصیلات و اهداف بلند زندگی خویش گام برمیدارند.
با توجه به مطالب فوق بهتر میتوان به صحت و سقم این نوع دلدادگیها پی برد.
2- روابط دختر و پسر و عشق حقیقی:
عشق اصیل و حقیقی، والاترین تجربهای است که یک انسان میتواند به آن برسد و تنها چنین عشقی است که شکوفایی استعدادهای جسمی و روحی و عاطفی زن و مرد را ممکن میسازد، عشق لازمه استمرار زندگی و مایه نشاط روحی و عمیقترین ارتباط قلبی و محکمترین تعهد انسانی است.
میان عشق و هوس فرق بسیار است بنابراین به پاس احترام عشق و عاشقی و برای پاسداری از این موهبت الهی ترویج روابط آزاد پسندیده نیست.
به اعتراف دانشمندان اروپایی، در جوامع آزاد که جاذبههای ظاهری و شوق جنسی حاکم است، عشق اوّلین قربانی است[5] در این صورت عشقهای برخاسته از نهاد درون به افسانه تبدیل شده، جز مدعیّان دروغین کسی یافت نمیشود؛ زیرا پسری که هر روز با دختری میگردد و هر دم که نگاه میکند، عدهای را در حال جلوهگری میبیند، تنوع طلبی در او حاکم شده و عشق و انتظار در او به خاموشی میگراید.
عاشق کسی است که در راه رضای معشوق، از هر چه دارد بگذرد و چشم از همه، جز جمال محبوب ببندد عاشق نه تنها از خواب و خوراک، بلکه از غریزهی جنسی و خواستههای قلبی خویش نیز غافل میشود و جزء یاد معشوق به کسی نمیاندیشد؛
«موریس مترلینگ» میگوید: «عشق در تمامی موجودات وجود دارد، ولی درک آن تابع شرایطی است که تا آن شرایط جور نشود امکان آن وجود ندارد... بعضی آن را منحرف میکنند و ندانسته به صورت تمتع از لذّات» مصرف مینمایند و هیچ از حقیقت آن برخوردار نمیشوند»[6]
«کارن هورنای» درباره رابطه میان عشق و محبت و تمایلات جنسی میگوید:
«ارتباط بین محبّت و تمایلات جنسی را ملاحظه میکنیم؛ مثلاً بسیاری از تمایلات و کششهای جنسی، اوّلش با مهربانی و دوستی صاف و ساده شروع میشود؛ گاهی هم شخص ممکن است دارای تمایلات جنسی باشد، ولی خودش آن را با تمایل به مهروندی اشتباه کند. چنان که کششهای جنسی هم ممکن است انگیزهی احساسات محبتآمیز باشد».[7]
کارن هورنای در بیان فرق میان محبت واقعی و ابزار علاقهای که ناشی از احتیاج به جلب محبّت و برای کمبودهای روحی و نیاز جسمی و جنسی است میگوید:
«فرق بین عشق، و نیاز به جلب محبّت، آن است که در عشق، احساس دوستی و محبّت بر همه چیز مقدم است؛ در حالی که در نیاز عصبی به جلب محبّت، همواره نیاز به رفع تشویش درونی مقدم است بسیاری از این نوع روابط بین انسانها گرچه اساسش سود جویانه است، مع ذلک ماسک عشق و دلبستگی به چهره میزنند... به همین جهت یکی از مشخصات عشق حقیقی، پایدار بودن احساس محبّت است».[8]
بنابراین عشق جنسی و هوس پرستی که به قول «ویل دورانت»[9] آغاز آن با ترشّح غدد جنسی و پایان آن ارضای شهوت زودگذر جسمانی است، هرگز نمیتواند تعّهد آور بوده و مایهی پایداری روابط انسانی به ویژه زندگی زناشویی باشد.
دانشجوی گرامی، بدیهی است شناخت عشق حقیقی برای آن است که سنگ بنای زندگی شده تا بتوان به آن تداوم بخشید، حال بسی روشن است که دوستیهای زمان جوانی از آنجا که در آن جذابیتهای ظاهری نقش پر رنگی دارد و افراد در آن مقطع در هالهای از احساسات و عواطف غوطهورند و در پی فردی هستند که با ساختههای ذهنیشان مطابق باشد، در ارکان شناخت ناتمام است و کوری حاصل از عشق و محبّت بر آن حکومت مینماید، و در مقابل، حالتهای کام بخشانه بسیار قوی است.
لذا شناخت لازم را ایجاد نکرده و به آسانی نمیتوان بدانها اعتماد نمود و آن را حقیقی پنداشت و آن را مبنای تفاهم و یکدلی انگاشت زیرا طرفین را از الزامهای درونی نسبت به محبّت خانواده، فرزند، احساس مسئولیت و مقدار ظرفیتهای روانی و عاطفی یکدیگر با خبر نمیسازد چه بسیار عشقهای به ظاهر سوزانی که با اندک اختلاف به سردی میگرایید و به نفرت تبدیل میشود و این خود شاهدی بر سطحی و احساسی بودن این نوع روابط است.
3- با عشق مجازی چه باید کرد؟
«در پاسخ به پرسش قبلی بیان شد که بیشتر عشقهای خیابانی از ماهیت حقیقی عشق و محبّت دور بوده و غرایز نقش اساسی را در آنها به عهده دارند در حالی که در عشق حقیقی همسانی ذاتی عاشق و معشوق در فکر و اندیشه و سلایق وجود دارد و عاشق، خواهان معشوق است اما نه به خاطر منافع خود...
متأسفانه امروزه به همه جاذبههای جنسی و کششهای غریزی نام عشق نهاده و این واژه مقدس را به بازی گرفتهاند، در بسیاری از این عشقها (!) از تعهّد خبری نیست، و این اظهار دوستیها معمولاً در زمان بلوغ که هنگام بیدار شدن جسم است، بیشتر اتفاق میافتد، و در پسرها، این سبکهای شورانگیز و یا بازی گوشانه که تعهد کمتری در آنها دیده میشود، بیشتر است زیرا آنها بیشتر جذب جذابیتهای ظاهری میشوند و وقتی جذابیتها کم رنگتر شوند، با مشکل مواجه میشوند.[10]
در نتیجه در مواجهه با عشق مجازی باید با دقت تمام به آثار و نتایج آن اندیشید، و خوب آن را شناخت و به این باور رسید این عشقهایی که برپایه جذابیتهای ظاهری و غریزه جنسی است نمیتواند سنگ بنای زندگی شود، و نمیتوان به تداوم آن مطمئن بود، در این میان آنچه مهم و ضروری است، تبیین راههای شناخت صحیح از طرف مقابل برای رسیدن به تفاهم و همسانی هر چه بیشتر و بررسی تعهّد و عوامل مؤثر در تداوم آن است.
بدون تردید، آنچه بعد از همسانیهای لازم میتواند در مقابل وسوسههای هوس انگیز، تعهّد عمیق ایجاد کند، ایمان و صداقت و معنویات است که در غالب اوقات مورد غفلت قرار میگیرد.
دوام علاقه و دوستی میان اشخاص، به معرفت و صداقت و دوری از منافع فردی و گذشت و رها نمودن کبر و غرور باز میگردد؛ دختر و پسر باید در رویاروئی با هر احساس و علاقهای و با غلیان هر شور و وجدی، خود را نباخته و خویشتنداری پیشه سازند و با دقت و وسواس زیادی به بازشناسی این به ظاهر «عشق» بپردازند و به علائم و نشانههای گفته شده و به عواملی که موجب تداوم آن است خوب فکر کنند که آیا در این علاقه زمینههای تعهّد و تداوم آن وجود دارد یا خیر؟
اگر جوانی گرفتار عشق ظاهری شد باید با صبر و متانت به عواقب آن اندیشیده و به این باور برسد که از مسیر خطا هر چه زودتر برگردد، بهتر از زمان دیگر است، در پایان لازم به ذکر است حتی در صورت تفاهم همه جانبه و وجود علاقه که طرفین قصد ازدواج داشته باشند باید ضوابط شرعی را پیموده و از دوستیهای مداوم و نامهنگاریهای احساسی پرهیز کنند و با هماهنگی با خانواده به این دوستی رسمیت بخشند و با انجام عقد شرعی به آن مشروعیت داده و در کمال صحت و سلامت فردی و اجتماعی از لذایذ زندگی بهرهمند گردند.
[1] . مطهری، مرتضی، حق و باطل، چاپ چهارم، انتشارات صدرا، قم 1364 ص 135.
[2] . همو، مسئلهی حجاب، چاپ 42، انتشارات صدرا - قم 1374، ص 241.
[3] . موریس دبس، چه میدانم، بلوغ ص46، ر به ک گفتار فلسفی، جوان (محمد تقی فلسفی، چاپ 5)، نشر معارف تهران 1344 ص307.
[4] . چهره عریان زن ص168، ر،ک (مقدمهای بر روانشناسی زن) هاشمی رکاوندی، سید مجتبی، چاپ اول نشر شفق قم 1370 ص110.
[5] . مطهری، مرتضی، مسئلهی حجاب، چاپ 42، نشر صدرا قم، 1374 ص73 و 74.
[6] . موریس مترلین، عقل و سرنوشت ج3 ترجمه موسی فرهنگ، چاپ سوم نشر فرخ تهرانی بیتا ص146.
[7] . کارن هورنای، عصبانیهای عصر ما، ترجمه ابراهیم خواجه نوری، کتابفروشی امید تبریز 1347، ص191.
[8] . همان ص138 و 139.
[9] . ویل دورانت، لذات فلسفه ترجمه عباس زریاب چاپ 8 نشر دانشجوئی تهران 1373، ص214.
[10] . مجله ایران جوان ص 135 ص22 در مصاحبهای با دکتر روانشناس.