اول از همه برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ،
و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ،
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
از جمله دوستان بد و ناپایدار......
برخی نادوست و برخی دوستدار.....
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگی بدین گونه است ،
نه کم و نه زیاد ..... درست به اندازه ،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند ،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد.....
تا که زیاده به خود غره نشوی.
و نیز آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری.....
برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند.....
چون این کار ساده ای است ،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند.....
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.
خدایا نگویم دستم بگیر
دانم گرفته ای
زعنایت رها مکن....
و امیدوارم اگر جوان هستی ،
خیلی به تعجیل ، رسیده نشوی.....
و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی ،
و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی...........
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....
هر چند خرد بوده باشد.....
و با روییدنش همراه شوی ،
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی....
و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی:
«این مال من است «،
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی ،
که اگر فردا خسته باشید ، یا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید.....
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد ،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم .............
" ویکتور هوگو"
شما هنگام سختی دعا میکنید و در هنگام فقر و نیاز،
زبان به نیایش میگشایید.
کاش در روزگار نعمت و شادی نیز دعا میکردید.
زیرا، حقیقت دعا جز این نیست که شما هستی خویش را،
در اثیر آسمانی و اکسیر زندگی گسترش میدهید.
اگر برای نیل به شادی دعا میکنید
و ظلمات غمهای خویش را به آسمان میفرستید،
شادی شما نیز باید نور صبحگاه قلبتان را در فضا پخش کند.
و اگر هنگامی که روحتان شما را به دعا میخواند
کاری جز گریه نمیتوانید کرد،
روحتان باید شما را چندان بدین گریه برانگیزد
و چندان پافشاری کند تا بتوانید با خنده و شادی به آستان دعا روید.
وقتی دعا میکنید شما به معراج میروید
و با همه کسانی که در آن دم به دعا نشستهاند،
دیدار میکنید و جز آنان که دعا میکنند
کسی را زیارت نخواهید کرد.
من نمیتوانم شما را دعایی بیاموزم و کلماتی تعلیم کنم که
بدان خدا را نیایش کنید.
خداوند به کلمات شما گوش نخواهد کرد،
مگر آن کلمات را خود بر زبان شما جاری کند.
و من نمیتوانم دعای دریاها و جنگلها و کوهها را به شما تعلیم دهم.
اما شما که از کوهها و دریاها و جنگلها زاده شدهاید،
میتوانید دعای آنها را در قلب خود بیابید.
اگر در آرامش شب گوش فرا دارید، صدای آنها را در سکوت خواهید شنید که :
" ای پرودگار ما، ای نفس در پرواز ما،
این خواست تو است که در ما میخواهد.
این آرزوی تو است که در ما آرزو میکند.
این شوق تو است که شبهای ما را روز میگرداند.
شبهایی که از آن توست و روزهایی که ملک توست.
ما نمیتوانیم چیزی از تو بخواهیم،
زیرا تو نیازهای ما را نیک میدانی پیش از آنکه نیازها در ما زاده شود.
نیاز حقیقی ما تویی و اگر تو خود را بیشتر به ما دهی
همه آرزوهای ما را برآورده کردهای. "
" جبران خلیل جبران "
دعا می کنم که هیچ گاه چشمهای گهربار تو را در انحصار قطره های اشک نبینم و تو برایم دعا کن که ابر چشمهایم همیشه برای تو ببارد
دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم و تو برایم دعا کن که هرگز بی تو نخندم
دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد
همیشه از حرارت عشق گرم باشد و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچ گاه در دستی به جز دست تو گره ندهمخدای من
خدایی که پیش از همه
بر دوری من از درگاهت، آگاهی
خدایی که ستایش تو
عزت است، برای من
ای نزدیک تر از هر نزدیک
ای بخشنده تر از هر بخشنده
ببخش گناهانی را که مانع قبولی دعاهایم می شود
ای مهربان آنکه،نیست برایش مهربانی
ای همدم آنکه،نیست برایش همدمی
دلم آرام و خاطرم آسوده براینست که همیشه مرا یاد می کنی
و بر من لطف و احسان می فرمایی
سه چیز از گنجهای بهشت است:
پنهانی دادن صدقه، مخفی کردن مصیبت و کتمان کردن بیماری.
کلمات حکمتآموز امیرالمومنین(ع)
ادب خوب حاکی از خاندان بزرگوار است
دوستی پیوستهترین قرابتها و دانش بزرگوارترین حسبهاست
کسی که به عهد خود وفا نکند، درصدد قطع دوستی است.
ارزش هر کس به اندازه دانایی است
بدترین توشه آخرت، آزار بندگان است
پاکدامنی کامل در خرسندی به اندازه کفایت است
مهمترین کرامت در آن است که در تنگی وراحت ارزش هر کس به اندازه دانایی است
بدترین توشه آخرت، آزار بندگان است
پاکدامنی کامل در خرسندی به اندازه کفایت است
مهمترین کرامت در آن است که در تنگی و راحتی دوستی را از خاطر نبرند
آدم بدکار اگر خشمگین شود از دیگران عیبجویی میکند و اگر خرسند باشد دروغ میگوید و اگر طمع کند، میرباید
آنچه باید پیدا شود، دور نیست و آنچه باید به ظهور رسد، نزدیک است
هر گفتاری که یاد خدا در آن نباشد، لغو است و هر سکوت بدون فکر، اشتباه است و هر نظر بدون اعتبار زشت است و بیمعنی
کسی که از نفس خود پیروی کند و آن را آزاد بسازد مانند کسی است که خود را فروخته و دربند نموده.